♥خاطرات نسیم اتیشی♥
چشمانم هوس خیس کردن پیراهن مردانه ات را دارد...چه بغض پر توقعی دارم من امشب...!
سلــــــــــــــــــــــــــــــام!! خوفین دوستای گل خودم؟؟!! خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوب!! اصلا میدونین دیروز فهمیدم کلا من بد شانسم!! خوب بریم سراغ خاطره واسه دیروزه یعنی چهارشنبه! دیشب یعنی سه شنبه شب زد به سرم یعنی خیلی وقت بود فکرم مشغولش بود سه شنبه تصمیممو گرفتم و رفتم سراغ قرصا! یه ظرف خالی پیدا کردم 20 تا قرص فشار ریختم تو ظرف گذاشتم تو کیفم!!! (هنوز زوده فحشم ندین!!!از الان بخواین شروع کنین خسته میشین!!) صب شد رفتم مدرسه زنگ اول امتاحان عربی داشتیم امتاحانو دادم بعد امتاحان در به در دنبال اب میگشتم از نسترن قرص سر درد گرفتم به بهونه اون رفتم اب بخرم قرصا ام تو جیبم بودن رفتم اب خریدم وایستادم دم در کلاس قرصارو ریختم تو دستم!اولش یه کم استرس داشتم ولی یهو چش وا کردم دیدم قرصا تو دهنمه و دارم اب میخورم از روش! اره! چشام افتاد تو چشش خندم گرفت!! گفتم بهش!!! راستش یکی از عوارض همون قرصا اینه که اون روزو من خیلی کم یادمه اونه نمیتونم دقیق بگم که چی شد! یادم نیست!! فقط یادمه زود رفت یه دوغ خرید که بخورونه به من!! به بچه ها ام چیزی نگفت اولش ولی بعدش که گفت همشون عصبانی شدن و اینا یه کم که گذشت اثرات قرص داشت ظاهر میشد من درست حسابی یادم نیست ولی انگار هی سرد میشدم گرم میشدم! انگار دست و پام سرد بود بدنم اتیش میداد بیرون!!! هی میرفتم بیرون سردم میشد میومدم کلاس خفه میشدم!! اصلا تو حال خودم نبودم و نمی فهمیدم چی میگم و چی کار میکنم!! زهرا اینا میگن چرت و پرت زیاد میگفتم!!! رقی میگه ولت میکردیم میوفتادی!!مثه مافنگیا بودی!! میگه مست و شل بودی!!! تپش داشتم شدیــــــــــــــــــــــــــــــــــــد!انگار قلبم داشت عین دیوونه ها خودشو میکوبوند این ور اون ور!! دستام یه وضعی میلرزید انگار ویبرشو آن کرده بودم!! نفسم مگه در میومد!!اقا هی بکش مگه میره تو!!! یه جوری بودم!! سرمم داشت منفجر میشد!! صدای تپش تو سرم بود!!! حالا من حالم اون جوری بود پوری اومده دم کلاس به من میگه یه گروه سرود 15 نفری درست کن تو کلاس لیست و بنویس بده من!! خودشم تاکید کرد از تو میخواما!!! منم صدام در نمیاید هی داد میزنم بچه ها گروه سرود بشین لیستو بدم هی هیشکی صداش در نمیاد!! نمیدونم چی شد کی کاغذ اسامیو از دستم گرف داد به کی زهرا اینا منو بردن بیرون! یه سرم به ایلین اینا زدم ولی بچه ها رو خیلی ناراحت کردم خودمم اینو میدونم! زهرا هی منو میدید که نمیتونم راه برم سرشو تکون میداد وسطا چشاش پر شد نسی و شقی ام تو کلاس یه کم گریه کردن! خلاصه! اهان! بعدش تو کلاسم انگار چرت و پرت زیاد گفتم!! یادمه یه بار شقی تو نمیدونم کدوم زنگ بود به معلم چی گفتم شقی برگشت بهم گفت: نسیم حرف نزن خـــــــــــــــــــــــــوب!! یه کم گذشت به شقی گفتم: حالم داره بد میشه بدنم داغه دستا و پاهام از پایین دارن سرماشونو به بالا هم میرسونن چرا؟؟! میگه خوب فشارت داره میوفته (جونم!چشاش هی پر میشد) یه کم گذشت واسه خودم خندم گرفت تو کلاس!! میگم یاده این اهنگ افتادم: دیگه دیره واسه موندن دارم از پیش تو میرم جدایی سهم دستــــــــــــــــامه که دستاتو نمیگیرم دارم میرم خداحافظ شده این قصه تقدیرم چه دلگیرم خداحافظ دیگه جایی تو دنیا نیست تو اوج قصه گم میشم!! بعد یه کاغذ ور داشتم نوشتم دادم شقی گفتم اگه مردم این اخرین دست خطم باشه پیش شما: دوستای گلم! به خاطر چشمای معصومتون به خاطر قطرات اشکی که میدانم بر سر مزارم خواهید ریخت... یه جیارم واسش رو میزم کشیدم (جیار نقاشی مخصوص منه که هیشکی نمیکشتش!فقط خودم!!کله کارتونیه!علامت منه!) بیچاره ها خیلی سعی کردن اون قرصارو خنثی کنن با دوغ و کیک و نمیدونم میخواستن ببرن پیش معاونمون و اینا! خلاصه کلام! اومدم خونه به مامان اینا مشخص نکردم اومدم با زور مامان ناهار خوردم رفتم خوابیدم با امید این که بیدار قرار نیست بشم نمیدونم چرا قرصا اثر نکردن؟؟! میگم دیه! اصلا نمیدونم چرا ایست قلبی نداد!! اصلا اصولا باید من که خوابیدم بیدار نمیشدم!! نمیدونم چرا این جوری شد! خلاصه این که قرصا اثر نکرد ای خدا!!! دیگه ندیده بودیم کسی تو مردنم شانس نداشته باشه!!! دوستای گلم شاید خیلیا بگین چاخانه نوشته ولی اگه باور ندارین نظر ندین فداتون تا اپ بعدی... بای
بازم اومدم با یه پست دیه اما این دفعه یه کم یه جور دیه است!!!
یه کم دسته گل گنده تر اب دادم!!
خوردم رفتم کلاس!!!
رفتم جلو نسترن که قرص سردردشو بدم
قرار نبود به کسی بگم ولی نتونستم جلو خودمو بگیرم!!
اره به نسترن گفتم ولی نمیدونم چی جواب داد!!!
گ ردنم داشت از شدت درد میترکید!!
کجا بودم؟!
بعد این که اومدم نمیدونم لیستو از کی گرفتم بردم دادم پوری
تو زنگا ام انگار زهرا میگفت کلافه شون کرده بودم!!!
شقی میگه چیه؟!
دوستون دارم
تو مردنم شانس نیاوردیم!!








