♥خاطرات نسیم اتیشی♥


    به سراغ من اگر میایید نرم و اهسته بیایید مبادا ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

ان سوی زمــان...

 
 

 

بنام اویی که من و او را افرید؛من را برای تنها شدن   اورا برای تنها گذاشتن...

 

خدایا...تقدیر دوستانم را عکس تقدیر من بنویس؛تا جز لبخند چیز دیگری از او نبینم...!

 

یه سلام گرم دیگه از قلب یخ زده ام به شما د.وستای عزیزم

امیدوارم حا همـــــــــــــــــــــــــــــــــــه توون خووبه خووبه خووب باشه

منم یه جورایی میگذرونم ...!!

راستش...حال این روزای من فرقی با دیوونه ها نداره!!!

میبینی زنگ ریاضیه حاجی جون اون جا داره گلوشو پاره میکنه درس میگه ما این جا داریم از خنده غش میکنیم!!همون وقت که دو دیقه مونده به زنگ یهو حالم عوض میشه و بغضم میگیره!!!

نمیدونم که چمه!؟!!

اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااآآااخ...!!

از مدرسه ها ام که کم مونده...

ای کاش سوم نبودم؛نمیدونم که چجوری قراره از دوستا و دوران خوش راهنمایی دل بکنم

البته اگه تا اخر سال دوستی مونده باشه...

ببینم؛چرا تنها گذاشتن شده یه عادت؟؟چرا همه دوست دارن برن ولی اصلا فک نمیکنن که شاید با رفتن من خیلیا عذاب بکشن

خیلیا نتونن تحمل کنن

خیلیا نتونن نفس بکشن...

اخه رفتن مگه به این اسونیاست؟؟

مگه پا گذاشتن رو اووووووووووووننن همه خاطره های قشنگ که از درو دیوار دفتر مدیر گرفته تا راهرو حیاط و حتی دسشویی...

 

ای خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا...

برس به دادم  زندگیم نقش بر ابه...

 

اره... شاید با رفتن خودتو راحت کنی ولی؛هم اون جا کارت گیره هم این جا خیلیا بدون تو دووم نمیارن   خیلیا... یه نمونش من...بهت گفتم تو بهترینی برام

تو گفتی عزیزترینمی...

اگه واقعا عزیزترینتم نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرو...

این حرفارو امیدوارم اونی که میخواستم بشنوه خونده باشه چون میدونم نمیتونم رودررو بهش بگم

خودش میدونه کیه...البته اگه مثا قدیما بازم یه گوشه چشمیم به این جا بندازه...

شاید الان با خودتون بگید:حالا دیگه مطمئن شدم دیوونه شدی!!

باشه بگیید..این همه ادم  شمام روش

خوب حالا...

با حال و هوای عید چه میکنید؟؟!

دیگه چیزی نمونده نــــــــــه؟؟!!

ولی من اصلا دوست ندارم عید شه

میخوام ای کااااااااااااااااااااااااااااااشش الان برمیگشت سال 88

وقتی که سال اول راهنمایی بودم

دوباره میومدم میرسیدم سال سوم و ... بازم بر میگشتم عقب

حتی عقب تر از دوران راهنمایی

ابتدایی

اخ ...

کاش میموندیم همون دوران بچگی

وقتی که سر چیزای کوچیک مثل شکم درد گریه هامون میرف تا اسمون هفتم

وقتی که میرفتیم و میشستیم بغل مامان تا بوسش کنه و خوب شه!!!!

چــــــــــــــــــــــــــــــــــه قــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر از او نسیم دور شدم!!!

دلم میخواد همین الان دنیا تموم شه...

حتی شده فقط برای یه ثانیه صب کنه

ساعت لعنتی تند و تند داره میره

بچه ها...دارم چرت و پرت میگم!!

فقط میگم:من اگه صدای زهرا رو که داد میزنه نسیـــــــــــم نشنوم

یا اگه اون نگاهای چپ چپشو که میندازه

یا حد اقل اگه بدونم یه جایی زیر سقف همین اسمون بالای سرم داره از اون قهقهه های معروفش میزنه!

عکساش برام بسه

واسم دعا کنیـــد...

همین 

 

 

اه ای عشق تو در جان و تن من جاری

                                    دلم ان سوی زمان

                                                    با تو دارد ایا

                                                          وعده دیداری؟

                                          چه شنیدم؟!

                         تو چه گفتی؟!

              اری...!!

 



چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠ | نظرات شما ()

منتظر باش...روزی به هم میرسیم...

 
 

سلام دوستای گل خودم

خوبید؟؟

چه خبرا؟؟!!

وااااااای که چه قد دیر شد این دفه اپ کردنم!!

واقعا ببخشید دست خودم نبود

تو این یه مدت طولانی که نبودم اتفاقای زیادی افتاد مثلا:

خاله ی مامانم فوت کرد

ایسان اومد!!(گفته بودم رفته خارج اون)

رفتیم تولد ستاره و با سارا کلکل کردیم!!(جاتون خالی خیلی باحال بوووود!!)

مریض شدم دوبار شدید!!

رضا رو دیدم!(بره گ شه!ارزش نداره تعریف کنم)

واااااااااای جاتون خالی اون روز مارو بردن پژوهش سرا تو سرویس شلوغ میکردیم راننده عصب شد دعوا شد ... خیلی حال داد!جاتون خالی!!

بعدشم که اون روز مدرسه دست شورا بود زهرا شد مدیر!!!

خیلی باحال ژست اینا میگرفت پشت میز!!

 

راستش نمیدونم چرا این روزا کلا حس و حال خوبی ندارم واسه همون اپ نکردم

هم من دل نازک تر از قبل شدم

هم بقیه رفتاراشون تغییر کرده

دیه هم تو مدرسه اذیت میشم هم خونه...

یه سری اتفاقا ام افتاده که ...

(منتظر باش...روزی به هم میرسیم...)

بیخیال!!

 

دوستون دارم   همه تونو

(دعا یادتون نره!!)

بای تا اپ بعدی

 

 

از ستاره ها دور تر نمیروم

تو همین جا منتظر باش

به گنجشک ها گفته ام

هوای دلتنگی را داشته باشند

تا من برگردم

...

 

 



سه‌شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩٠ | نظرات شما ()

دیگه دوست ندارم حیف عشقم/خدانگهدار

 
 

سلام دوستای گلم

خوبید؟؟

چه خبر؟؟!

دلم واستون تنگیده بود!!

چند وقت بود نمیتونستم اپ کنم

ینی حوصله اپیدن نداشتم

این چند روزه حالم خیلی بده

از یه طرف یه چیزایی شد که دیگه حالم از هرچی رضاست بهم میخوره

حیف دوس داشتنم

از یه طرف دوسه تا از نمره های کارنامم (هنوز ندادن)خراب شده

کلا اعصابم خیلی خورده

حوصله هیشکی و هیچی و ندارم!!!

این روزا کلا واسم شده بد بیاری و اصلا نمیدونم چه مه

هه!بعضی وقتا فک میکنم طلسم شدم!!!!

ای خدا...

خوب حالا!بعد یه مدت اومدم گله نکنم!!!

اول یه چیزی بگم بعد برم سراغ اپم

ترو خدا

واسم دعا کنید به چیزی که الان دارم بهش فک میکنم برسم

یه فکرایی داره تو سرم ورجه وورجه میکنه!!!

دعا کنید بتونم کاری رو که الان تو فکرشمو بکنم

خوب دعا کنیدا!!!!

بعدشم بریم سراغ اپ

داشتم تو نت یه کم میچرخیدم این متن چشمو گرفت!!گذاشتم شمام بخونید

امیدوارم نویسنده اش ناراحت نشه!!!!

دوستون دارم

دعا یادتون نره!!!

تا اپ بعدی

بابای

دیگه دوست ندارم حیف عشقم/ خدانگهدار ...

 

اون به تو می خنده ای دل ساده
 
به چه می خندی تو؟
به مفهوم غم انگیز جدایی ، به چه چیز؟

به شکست دل من یا به پیروزی خویش؟ به چه می خندی تو؟

به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد ؟!

یا به افسونگری چشمانت که مرا سوخت و خاکستر کرد؟

به چه می خندی تو؟

به دل ساده من میخندی که دگر تا ابد به فکر خود نیست؟

( خنده دار است بخند که دیگه دوست ندارم خداحافظ واسه همیشه)



دوشنبه ۳ بهمن ۱۳٩٠ | نظرات شما ()

حالم ازش بهم میخوره

 
 

مشاهده یادداشت خصوصی



دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠ | نظرات شما ()

از دست این شبا!

 
 

سلاملیکم!

اه!امشب اصلا حالم خوب نیس

امشبم یه شب دلگیر دیگه اس که نمیدونم واسه چی و از کی دلم گرفته

همین جوری یهو خواستم اپ کنم

اصلا بذا ببینم

یه سوال همین الان به ذهنم رسید

اگه تونستید شما جوابشو بدید

من اسممو عوض میکنم

میذارم نسیـم

!!!

اگه دوسم نداره چرا اون قد لوسم میکنه

اگه دوسم داره پس چرا اون همه دلمو میشکنه

بالاخره تکلیف منو روشن کنید!!

اولاش یه سری چیزایی گفتی باور کردم

خبر اومد دروغه

بازم الان شنیدم حرفای خودت راس بود!!
ای بابــــــــــآ!!

اصلا قاطی کردم چی میگم امشب!!!

خوب حال معتادی که مواد نرسیده باشه بهش چطور میشه؟حال منم دقیقا مث همونه

فقط غرق در دنیای سوال...

 

اهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــای ادما...

جواب دوستت دارم مرسی نیست به خدا....



جمعه ٢۳ دی ۱۳٩٠ | نظرات شما ()

امتاحانا و حال و هوای دیه!

 
 

سلاملیکم!!!!

احوال شما؟؟!

خوبـیــــــــــــــــــــــــــــــــــــد؟؟!!

وای!!‌اون قد شرمنده ام ا دوستای وبلاگ نیویسم ک نیدونم چیجوری از شرمندگیشون در بیام!!!

خو چی چا چونم نمیوقتم بیام سر بزنم

فقط یه کوچولو ک وقت پیدا میشه میام اپ کنم و برم

بعد 28 از شرمندگیتون در میام!

خوب!چیکارا میکنین؟؟!

ما که در هر حال حال میکنیم!حالا میخواد امتاحان باشه یا تابستون!!

خوب ازکِی بگم؟؟!

اهان!

از سرویس بی شعور زد حالمون بگم!!یک شنبه دینی امتاحان داشتیم(منم که دینیم فوووووول!)

داشتیم از شدت ریلکسی به خود میلرزیدیم!!!

خلاصه رفتیم امتاحان و در اومدیم(حالا از تقلبای سر جلسه اینا نیگم دیه اونا عادی شدن!!)

منم فَکَم داشت از شدت درد میکشت منو!

نه که نقش رسانایی دارم اونه!!

با ستاره و رزا(هم سروس هستیم)

گفتیم یه کم حال کنم استرس امتاحان بره!!

شیشه رو وا کردیم منتظر شدیم هر کی اومد جلومون حرف انداختیم!!دختر پسرش نمیفرقید!!

سروسمون سیماش قاطی شد!گفت:

نسیم!پنجره رو ببندین زشته!!

برو گم شو بابــــــــــــــــــــــا افتابه ور داشتی تو حالمون!!

(ببخشید کنترل نداشتم!حرصمو در اورده بود!به خودش نگفتیما!بین خودمون گفتیم!!)

بیشعور!

ما ام برگشتیم بین خودمون گفتیم:

سوژه اصلی(اخه ما به کیس میگیم سوژه مثلا تابلو نشه!!)

گفتیم:

سوژه اصلی این جاست!یکی میخواد به این حرف بندازه!!!

فک کنم شنیده بود!!اخه امروز سیماش باز اتصال داده بود عین ... گاز میگرفت!!

امروز ما ام به حرص اون سایلنت کارمونو کردیم!!!

من از این ور سلام میدم رزا اینا(یه کم ترسو تشریف دارن!) از اون ور غش میکنن از خنده!

اخه قیافه ها دیدنی بود خدایی!!

سرویسمون برگشت که ببینه پنجره بازه که عصب شه دید بسته است!!هیچیم نتونست بگه!!

اوخ!!امروز که من مرده بودم رسما!!

امتاحان جغرافیا داشتیم معلممون یه سوال داده بود (مقیاس) مسله بود دیه

از هرکی میپرسیدم چی میخوای میگفت مقیاس!دیه اون قد گفته بودم یک هزارو دویستم حالم از مقیاس بهم میخورد!!

در اومدنی از جلو کلاس زهرا اینا رد میشم میبینم مونده رفتم پشت مربی بهداشت وایستادم ببینم چی میخواد!اونم گفت مقیاس!!

منم عین تابلو ها پشت بهداشت راه میرم اونم میگه برید بیرون تو سالن تجمع نکنید!

منم میم چش خانوم!اصلا من وایستم این جا نذارم کسی بیاد تو راهرو خوبه!گفت پس وایستا دم در!

هی میرم دم در هی میام جلوتر که به زهرا برسونمهی خودشو زده به خنگی نمیفهمه چی میم!!

خودشم عین اسکولا وایستادم جلو دفتر مدیر!اونم دید!!ولی نیدونم چرا هیچی نگفت!زود گورمو گم کردم ولی دوباره برگشتم!!

این دفعه بهداشت اومد شوتیدم بیرون گفت نیخواد کمک کنی بهم برو بیرون خودتم!!

اخرشم زهرا از یکی نوشت اونم غلط در اومدنیشخند

صبشم که طبق معمول اومدم وسایلامو گذاشتم به شقی گفتم بریم من شارژ میخوام!گفت بریم!
با شقی زدیم بیرون از سوپریه شارژ خریدیم(یه کوچولو دوره ولی شارژ مهمه خو!!)

برگشتیمم هیشکی نفهمید!!

موقع رفتن سرمونو انداختیم پایین ساکت داریم در میایم ززی اون ور بود داد زده :

هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارا؟گاچا گاچا!!!

ینی کجا بدو بدو!!!

ای زهر مار!!یـــواش!همه فهمیدن!!! 

خلاصه این کـه هر وقتم که میخواد باشه ما شیطنتمون سر جاشه!!

تا اپ بعدی فعلا

بای تا های

 راستی!

اون دوستای گلی که همش اعتراض میکردید که حجم وبت زیاده دیر میاره

23 تا از پستامو ور داشتم!!

کافیه؟؟!



دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠ | نظرات شما ()

مرگ و بیداری!!

 
 

سَلــــــــــــام به دوستایِ گُل خودَم!!!

نیخواستم اپ کنمـــــــــــــه!

یه چی شد گفتم بیام حتما خبر بدم!!!

اها!

راستی اول یه چیزی بگم!!

دوستای خوفم که میاین میذارین اپید

واقعا شرمنده ولی واقعا واقعا وقت نمیکنم بیام!

واقعا ببخشید

اهان!
داشتم میگفتم!!

واااآااااآاا!!نمیدونینی که چی شُـــــُــــُـــــــُد!!!

امرووووووووووووووووووووووز امتاحان فارسی داشتم

معلممونم خیلی سخت گیره!

کلی درس خونده بودم و اینا

شب موقع خواب 5 تا آیه الکرسی خوندم

این جوری رو به سقف دراز کشیده بودم

پنجمی رو که تموم کردم نا خود اگاه شروع کردم:

بِسمـ الله الرحمن الرحیم

الحمد ...

!!!

شروع کردم فاتحه دادن!!نمیدونم چرا و واسه کی!!

بعدش چند تا صلوات فرستادم

یهو احساس کردم دورو برم میچرخه!!

سقف و دیوار احساس کردم شروع کردن حرکت!!

نه این که اا پادربیارن!!

یه کوچولو حرکت که دور سرم چرخیدن

نورم یه کم بود بگم تو تاریکی توهم زدم

ولی نور مبایل بود خیلی قوی نبود همه جا روشن بشه

پیچیدم طرف دیوار احساس کردم یکی اومد پشتم وایستاد!!

اولش گفتم بابا زیاد درس خوندی توهم زدی بگی کپتو بذار بخواب!!

ساعت 2  2.5 اینا بود

یه کم گذشت سردم شد شدید!!همش تو گوشم صدای قدم رو رفتن میشنیدم

وسطا یه صدای زوزه مانندم شنیدم!!

دیگه من گفتم ازرائیل اومده!!اس زدم به ززی

میگم احساس میکنم یکی پشت سرمه و ازرائیله!!

یه کم اولش فحشم داده که توهم زدی حالت بده بگیر بخواب!!!

بعدش خودشم ترسید!!

اخه نمیدونین که تو حالت مرگ بودم

فقط احساس میکردم یکی پشت سرمه و داره راه میره دورو برم

 اسمون داره وا میشه و میخواد منو ببره!!

جالبه!هرشب این موقعا مامانم یه سر بیدار میشه یه ابی میخوره میاد ببینه من خوابم یا نه!امشب بیدار نشد!!!

صدای زوزه و قدم رو رفتنم داره دیوونه ام میکنه!!

واقعا دیشب داشتم میمردم نمیدونم چی شد یهو به بچه ها فکریدم بعدش دیه چیزی یادم نمیاد خوابم برده فک کنم!!!

وای که عجب شبی بود!!

امشب میخوام غسل کنم و یه کم قرانی چیزی اگه ازرائیل برگشت نترسم و برم باهاش

اخه دیشب همش چهره های ترسناک میومد جلو چشم که الان ازراویل با این قیافه میاد جلوت

یه حسی میگفت ازرائیل بالا سرته و تازه احساس میکردم یکی با کفش های ساده ساده سیاه وایستاده بالا سرم

با یه لباس بلند چهره ترسناک

اخه میدونم بنده خوبی نیستم

یا واقعا ازرائیل اومده بود ببرتم یا دیوونه شدم!!



سه‌شنبه ۱۳ دی ۱۳٩٠ | نظرات شما ()

بالاخره تشریف اوردم!

 
 

 

 

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــه!!سلااااامی گرم به سردیه برفای رو زمین به شما دوکسا خوشمل و خوف خودم!!!

(چرت و پرت بگم بیبخشید نه که یه کم زیاد عربی خوندم مخم هنگیده بد جور!!)

اخ که چه قد دیلم براتون گشاد شده بود!!!!

چه خفلا؟؟؟!

خوش موگوذره؟؟؟!!

اومدم زودی بگم و برم!

اول از همه :

شاید این یه ماهو نتونم ب اپم

شوما ها به گندگیه خودتون میبخشید این شا ا ...

و اما

دوما :

عید مبالک!!

(ذوق نکنین نوروز نشده کریسمسو میگم!)

زود عیدی منو بیارین

هر که عیدی نده باهاش میقهرم ا ا ا ا !!!

سِیّوماً یه خاطره بگم برم!

 

واسه روز چهارشنبه نمیدونم چندمش میشه!!!

 

اه اه !!!

چـــــــــــــــــــــــــه قـــــــــــــــــــــــد از این بچه های عقده ایه حسود حالم به هم میخوره

تنفر دارم

اوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووق !

او رووووووووووووز من و شقی و نسی رفتیم کیلاسه ززی اینا

زرا ام داشت ایه میحفظید واسه قران

ما ام اون جا داشتیم واسه خودمون میحرفیدیم که ای طرلان عقده ای اومد

طرلان عقده ای یکی ا بچه های سوم 1 میباشد هم کیلاسیه ززی و بچه ای بیسیااااار بیسییییار عوقده ای!!!!

از اون جایی که اخلاقاتش هچ گونه تفاوتی با سگ هار ندارد هیچ دونهدوستی نداره

ما ام که ما شا الله بزنم به تخته بزنم به تخته یه لشکریم واسه خودمون!!

بخوایم جمع شیم تو کلاس ززی اینا میشیم (من ززی شقی رقی نسی او یکی نسیم پریسا گلی ) حد اقلاشه!!

اونم که از همون جایی که از اولش گفتم یَک ادمی حسوده!

مارو که دید شد عینهو یه موشکی که اتیششو روشنیدن رفت هوا

اومد مث همیشه واسه خودش گاز گرفتن!!
ما ام طبق معمول محلش نذاشتیم

میگفت برا چی میاین کلاس ما!!!

شروع کرد توهین

ززی دووم نیاورد!

یه کم ززی گف اون گف!!

زهرا برگشت مثال همیشگی شو گفت :

it horar karvan kechar!!!

تو فارسی معادل دقیق فیک کنم نداره ولی معنیش میشه :

سگ پارس میکنه و کاروانم رد میشه !

یعنی اهمیتی نداره اون عین سگ پارس کنه و ما ام به کار خودمون میرسیم!!!

دید محلش نیذاریم رفت موزو اورد (یکی از معاونامون که به این لقب توسط سوما نایل شده!!!)

اونم واسه خودش یه کم پارسید اونم محل نذاشتیم :

باشه خانوم دیده نمیایم!

اونم ردوندیمش

طرلان حسوده دید نرفتیم رف پیش چِر یا همون حسینی!

اونم که با ما لج!!

ما رو فرستاد کلاس خودمون(زنگ خورده بود) با ززی و طرلان حسوده حرفید

تا حالا نشده چر طرف مارو بگیره

واسه همون سر ززی داد زد

زهرا ام تو راهرو دادید : خانوم شما هیچ وقت طرفداریه مارو نمیکنین و رفت و درو کوبید!

ما ام که از دور شاهد این قضایا بودیم دیدیم طرلان حسوده گریه کرد!!!!!!!!!!!

واقعا اعصابمو خورد کرده بود!

دلم میخواست یه کتک جانانه بزنم حیف نیشد!

وسط زنگ دومچراومد مارو کشید دفتر!!

که چرا اشک بچه رو در میارین!

منم اولش اروم بودم بعدش طاقت نیاوردم هر چی از دهنم در اومد هم به چر هم به حسوده گفتم

و رفتم!!!

ای خدا!!!ببین چه روزی افتادیم!!!

حالا زنگ سوم شد علوم داشتیم

منم داشتم واسه امتاحان شفاهیه عربی میخوندم اصلا حواسم تو درس نبود معلمم داشت فیزیک میدرسید

یهو موند موند از اون سر کلاس داد زد :

نســـــــیم!!

من قلبم ریخت گفتم الانه منو شوتیدنم میکنه بیرون!(با این که این جور معلمی نیس!)

پاشدم میم بله خانم؟

میه کی میتونی به بچه ها بدرسی وب درس کردنو؟؟

اخه قراره من بگم چی جورکی وبو میسازن اونم فیلم بگیره بفرسته اداره!!

(واااااااااااای معروف میشم!!!)

چه میدونم واسه چی!!!

منم گفتم هر وقت شما بگین

گف بعد امتاحا میریم سایت اون جا میادی

اوخ اوخ!!
اون قد فحشش دادم!!

اخه ادم عاقل!بچه ای رو که حواسش تو درس نیستو این جوری صدا میکنن!!!!!

بعدشم کـــــــــــــــــــــه اهان!!!

زنگ اخر ریاضی داشتیم با حاجی جون

یوهویی دیدیم اونه هادی داره میاد!(همیشه میه منِ هادی!ما ام بش میگیم اونه هادی!!)

منم که شیرین عسل کلاس!!

رفتم جولووویه دییِر هادی واستادم میم خانوم شما چرا اومدین ما ریاضی داریم!!!

نگو دوم 2 درسش نصفه مونده هادی جون و حاجی جاشونو عوض کردن!!

منم رفتم جلو رو سکو پیش هادی جون میگم :

اووووووووووووووووووووووووووووووووه !!! بچـــــــــــــــه ها!!خانوم اونه ها... (حرفمو قورتیدم!!)

خانوم هادی زاده و حاجی زاده جاشونو عوضیدن!!
یه دس به افتخاره خانووووووووووووووووووووم !!

اووووووووووووووووووووه اوووووووووووه اوووووووووووووووووووووووووووووووووووه!!

سوت و جیغ و ویغ که تموم شده(خیر سرمون کلاس جلوی دفتر مدیریم!!!)

گفتم خوب خانوم میدونم که قراره بریم لابراتوار که کارتون ببینیم!!

بچه ها بریم!!!
همه دوویدن راهرو خانومم یه خنده باحال میکنه!!به شوخی

میزنه پشم میه امان از دست تو!!!

میریم اون جا...

ردیف اول نشستم خانوم بازم اون قران کوچیکشو در اورد که ایه بخونه واسمون(خیلی دینیه!)

منم گفتم :

اااااااااااااااااااااااا!!!

خانننننننننننننننننننووووووووووووووووووووووم!!!

چه کوچولو ه ه ه!!!چه باحاله!!

گفت بیا مال تو!!

منم گفتم یه امضا بزنین صفحه اولشو بدین!!!

امضایید گرفتم ازش!!!

بعد اون کارتون گوسفندارو گذاشت

ما ام اونارو نسبت دادیم دیه مردیم از خنده

بذا بگم دیه :

اون گنده شقیه مرده مدیر ایرانی جونه !!

سگه چر ه !!خوکا موزو مال و علی پور دفتردارامونن!!

اصلیه نسیه

او یکی منم!

گربه ام عظی جونه که همیشه پشت مدیره!!

موشه ام نوری جونه!!

اون قد کلاسو زدم به هم!!اوسطا گفتم خانوم ما دلمون خوردنی میخواد!!

با شیوا رفتیم واسه همه دراژه خریدیم (چیپس اینا نبود)

همه رو مهمون کردیم!

شیوا ام که خسیس!!

به زور گفتم دوتایی همه رو مهمون میکنیم!!!

بعـــــــــــــــــدش

نشستیم عین سینما خوردیم و خندیدیم!!

منم که یه کم مریض شدم رفتم بعد از ظهر موکمور

دوتا شربت بد مزه داد بهم داد که حالم داره به هم میخوره!!!

بعدشم دیه هیچی

من دیه برم

دیرم شد!!!

این اپو به هیشکی خبر ندادم پس نظر خصوصی ندین که چرا خبر ندادی!!!!

این یه ماهو اس و پی ام ندین تعطیله!!

فداتون بای تا های 

 

 



جمعه ٩ دی ۱۳٩٠ | نظرات شما ()

کــــــــمــــــــــکـــــــ !!!

 
 

سلام دوستای گلم!!
خوبید؟؟

به کمکتون احتیاج دارم شدید!!!

معلم علومم گفته یه وب بزنین واسه علوم

یه سوال گفته گفتش بنویسین منتظر جوابای بقیه باشین!

چگونه وسیله ای بسازیم که به جای افزایش نیرو افزایش سرعت دهد؟

 

دوستا گلم!!!

کمک کنین!!

5 نمره ترم داره

بیاین هرچی شده از خودتونم که شده فقط نظر بذارین

خواهش!!

فقط یه کم زود تر

تا وقتش تموم نشده

رو نظراتتون حساب میکنما!!

اینم ادرس:

http://sciences4life.persianblog.ir

 



شنبه ۳ دی ۱۳٩٠ | نظرات شما ()

یلدا و ... !!

 
 

سلــــــــــــــــــــــــــــــام دوستای عزیز و گلم!!

خوبــــــــــــــــــید؟؟!

اومدم با دوتا تبریک!!

یکی واسه شما

یکی واسه یه نفر خاص!

اولین تبریک واسه شماست

یلداتون مبارک!!

 

این از هندونه:

 

اینم از اجیل:

 

 

دیه چی؟؟!!

اهان!!
فال حافظ:

 

دیه چیزی به ذهنم نمیرسه

شما میدونین بگین بذارم!!

 یــــــــــــلدا

در همین حسرت که یک شب راکنارت، مانده ام

در همان پس کوچه ها در انتظارت مانده ام

کوچه اما انتهایش بی کسی بن بست اوست

کوچه ای از بی کسی را بیقرارت مانده ام

مثل دردی مبهم از بیدار بودن خسته ام

در بلنداهای یلدا خسته، زارت مانده ام

در همان یلدا مرا تا صبح،دل زد فال عشق

فال آمد خسته ای از این که یارت مانده ام

 فــــــــال تا آمد مرا گفتی که دیگر،مرده دل

وز همان جا تا به امشب، داغدارت مانده ام

خوب می دانم قماری  بیش این دنیا نـبود

من ولی در حسرت بُردی،خمارت مانده ام

سرد می آید به چشم مست من  چشمت و باز

از همین یلدا به عشق آن بهارت مانده ام.

 

 

و حالا!!

یه تبریک مخصوص مخصوص واسه کسی که هیچ وقت قرار نیست اینو بخونه

اما به رسم ادب میگم:

گلم!

تولدت مبارک!!

اره!
امشب تولد کسیه که حاضرم واسش جونمم بدم!!

یلدا...

بلند ترین شب سال واسه همه

وای به حال من!!!

چطوری قراره بگذرونمش!!!

خیلی دوس داشتم الان باهات بودم

دوست داشتم اولین نفری باشم بهت تبریک میگه

با این که میدونم دوسم نداری

اما دست خودم نیست

بدجور بهت عادت کردم!

دقیقا 3 ماه و 6 روز از اخرین باری که باهات حرفیدم و فرداش قهر کردیم میگذره!

اوووه!

نمیدونی این سه ماه واسه من چطور گذشت!!

حالا بیخی!!

شب تولدته!!

گلایه نمیکنم!!

امیدوارم امشب بهترین ارزوهارو بکنی

منم از خدا میخوام هرچی میخوای بهت بده

هر چی که لایقت باشه

فقط یه جمله دیه بهت بگم:

            دوست دارم...

بی تو واسم نفس کشیدن عذابه

اما تحمل میکنم

تا وقتی خدا دلش به حالم بسوزه

و

...

نفسم

عشقم

همه وجودم

هستیه من

رضای من !!!

تولدت مبارک...!...!

 

 

 



سه‌شنبه ٢٩ آذر ۱۳٩٠ | نظرات شما ()

یه شاهکار دیه از من!!!

 
 

سلــــــــــــــــــــــــــــــام!!

خوفین دوستای گل خودم؟؟!!

خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوب!!
بازم اومدم با یه پست دیه اما این دفعه یه کم یه جور دیه است!!!
یه کم دسته گل گنده تر اب دادم!!

اصلا میدونین دیروز فهمیدم کلا من بد شانسم!!

خوب بریم سراغ خاطره

واسه دیروزه یعنی چهارشنبه!

دیشب یعنی سه شنبه شب زد به سرم

یعنی خیلی وقت بود فکرم مشغولش بود سه شنبه تصمیممو گرفتم و رفتم سراغ قرصا!

یه ظرف خالی پیدا کردم 20 تا قرص فشار ریختم تو ظرف گذاشتم تو کیفم!!!

(هنوز زوده فحشم ندین!!!از الان بخواین شروع کنین خسته میشین!!)

صب شد رفتم مدرسه

زنگ اول امتاحان عربی داشتیم

امتاحانو دادم

بعد امتاحان در به در دنبال اب میگشتم

از نسترن قرص سر درد گرفتم به بهونه اون رفتم اب بخرم

قرصا ام تو جیبم بودن

رفتم اب خریدم

وایستادم دم در کلاس

قرصارو ریختم تو دستم!اولش یه کم استرس داشتم

ولی یهو چش وا کردم دیدم قرصا تو دهنمه و دارم اب میخورم از روش!

اره!
خوردم رفتم کلاس!!!
رفتم جلو نسترن که قرص سردردشو بدم

چشام افتاد تو چشش خندم گرفت!!
قرار نبود به کسی بگم ولی نتونستم جلو خودمو بگیرم!!

گفتم بهش!!!

راستش یکی از عوارض همون قرصا اینه که اون روزو من خیلی کم یادمه

اونه نمیتونم دقیق بگم که چی شد!
اره به نسترن گفتم ولی نمیدونم چی جواب داد!!!

یادم نیست!!

فقط یادمه زود رفت یه دوغ خرید که بخورونه به من!!

به بچه ها ام چیزی نگفت اولش ولی بعدش که گفت

همشون عصبانی شدن و اینا

یه کم که گذشت اثرات قرص داشت ظاهر میشد

من درست حسابی یادم نیست ولی انگار هی سرد میشدم گرم میشدم!

انگار دست و پام سرد بود بدنم اتیش میداد بیرون!!!

هی میرفتم بیرون سردم میشد میومدم کلاس خفه میشدم!!

اصلا تو حال خودم نبودم و نمی فهمیدم چی میگم و چی کار میکنم!!

زهرا اینا میگن چرت و پرت زیاد میگفتم!!!

رقی میگه ولت میکردیم میوفتادی!!مثه مافنگیا بودی!!

میگه مست و شل بودی!!!

تپش داشتم شدیــــــــــــــــــــــــــــــــــــد!انگار قلبم داشت عین دیوونه ها خودشو میکوبوند این ور اون ور!!

دستام یه وضعی میلرزید انگار ویبرشو آن کرده بودم!!

نفسم مگه در میومد!!اقا هی بکش مگه میره تو!!!

یه جوری بودم!!
گ ردنم داشت از شدت درد میترکید!!

سرمم داشت منفجر میشد!!

صدای تپش تو سرم بود!!!

حالا من حالم اون جوری بود پوری اومده دم کلاس به من میگه یه گروه سرود 15 نفری درست کن تو کلاس لیست و بنویس بده من!!

خودشم تاکید کرد از تو میخواما!!!

منم صدام در نمیاید هی داد میزنم بچه ها گروه سرود بشین

لیستو  بدم

هی هیشکی صداش در نمیاد!!

نمیدونم چی شد کی کاغذ اسامیو از دستم گرف داد به کی زهرا اینا منو بردن بیرون!

یه سرم به ایلین اینا زدم

ولی بچه ها رو خیلی ناراحت کردم خودمم اینو میدونم!

زهرا هی منو میدید که نمیتونم راه برم سرشو تکون میداد وسطا چشاش پر شد

نسی و شقی ام تو کلاس یه کم گریه کردن!

خلاصه!
کجا بودم؟!

اهان!
بعد این که اومدم نمیدونم لیستو از کی گرفتم بردم دادم پوری

بعدش تو کلاسم انگار چرت و پرت زیاد گفتم!!
تو زنگا ام انگار زهرا میگفت کلافه شون کرده بودم!!!

یادمه یه بار شقی تو نمیدونم کدوم زنگ بود به معلم چی گفتم شقی برگشت بهم گفت:

نسیم حرف نزن خـــــــــــــــــــــــــوب!!

یه کم گذشت به شقی گفتم:

حالم داره بد میشه بدنم داغه دستا و پاهام از پایین دارن سرماشونو به بالا هم میرسونن

چرا؟؟!

میگه خوب فشارت داره میوفته

(جونم!چشاش هی پر میشد)

یه کم گذشت واسه خودم خندم گرفت تو کلاس!!
شقی میگه چیه؟!

میگم یاده این اهنگ افتادم:

دیگه دیره واسه موندن

دارم از پیش تو میرم

جدایی سهم دستــــــــــــــــامه

که دستاتو نمیگیرم

دارم میرم خداحافظ

شده این قصه تقدیرم

چه دلگیرم خداحافظ

دیگه جایی تو دنیا نیست

تو اوج قصه گم میشم!!

بعد یه کاغذ ور داشتم نوشتم دادم شقی گفتم اگه مردم این اخرین دست خطم باشه

پیش شما:

دوستای گلم!
دوستون دارم

به خاطر چشمای معصومتون

به خاطر قطرات اشکی که میدانم

بر سر مزارم خواهید ریخت...

یه جیارم واسش رو میزم کشیدم

(جیار نقاشی مخصوص منه که هیشکی نمیکشتش!فقط خودم!!کله کارتونیه!علامت منه!)

بیچاره ها خیلی سعی کردن اون قرصارو خنثی کنن با دوغ و کیک و نمیدونم میخواستن ببرن پیش معاونمون و اینا!

خلاصه کلام!

اومدم خونه

به مامان اینا مشخص نکردم

اومدم با زور مامان ناهار خوردم

رفتم خوابیدم با امید این که بیدار قرار نیست بشم

نمیدونم چرا قرصا اثر نکردن؟؟!

میگم دیه!
تو مردنم شانس نیاوردیم!!

اصلا نمیدونم چرا ایست قلبی نداد!!

اصلا اصولا باید من که خوابیدم بیدار نمیشدم!!

نمیدونم چرا این جوری شد!

خلاصه این که قرصا اثر نکرد

ای خدا!!!

دیگه ندیده بودیم کسی تو مردنم شانس نداشته باشه!!!

دوستای گلم

شاید خیلیا بگین چاخانه نوشته

ولی اگه باور ندارین نظر ندین

فداتون

تا اپ بعدی...

بای



پنجشنبه ٢٤ آذر ۱۳٩٠ | نظرات شما ()

تولدمه!تبریک یا تسلیت؟؟

 
 

سلام دوستای گلم!

خوبین؟؟؟

خوووووووووووب !!اومدم بگم:

امشب یه شب خاصه!

نه تنها واسه من!واسه همه!!!!!!

یه کم فک کنین!

بیشتـــــــــــــــــــــــــر!

امشب چه شبیه که فرداشم 18 اذر ماهه؟؟

اصلا 18 اذر چه روزیه؟؟

ای بابــــــــــــــــــا!!

یعنی تولد فرشته کوچولو رو نمیدونین؟!

تولد منه دیگه!!!

تولدم مبارک!!

من عاشق اینم تولدم پر سرو صدا باشه بعدش شلووغ باشه!پر مهموووون و پر کادو!!

ولی خووب!

امسال دیه نشد تفلد بگیرم

خو شانس نی که ... !!

افتاد تولدم درست سوم امام

ولی یه کم ناراحتم

اخه تولدمو اونایی که فک میکردم واسشون مهمم فراموش کردنو تبریک نگفتن

نمیدونم چرا هر سال تولدم هوا باید باروونی باشه!!

الانم مطمئنم فردا قراره بارون بیاد!

میبینین!!!

ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه!!!

یه سال دیه هم گذشت!!

چـــــــــــــــــــــــــــــته زووووووووووووووووووود!!!

چه قد بزرگ شدم!!
رفتم تو فصل 14 کتاب زندگیم

حالا ببینیم چند فصل دیه از این کتاب وا میشه شایدم اخریش باشه!

اصلا میدونین چیه؟؟

از همه شون ناراحتم و دلم شکست

از روز تولدم بدم میاد

تولدم تسلیت

 

فدای تک تک شماها

تا اپ بعدی بای



پنجشنبه ۱٧ آذر ۱۳٩٠ | نظرات شما ()

نمی بخشم

 
 

به دو چشمان سیاهت

نمیبخشم تورا هرگز

بیوفتی به پایم

نمی بخشم تورا هرگز

چنان که تو شکستی این دل عاشقم را

نمی بخشم تورا تا به کوی قیامت

می سوزانم این ددل به ظاهر مهربانت را

شکستی این دل را،باشد حرفی نیست

اخر روزی میشکند خدا قلب به ظاهر مهربانت را

این دو چشم پر از شوق را کردی بی شوق

کردی دو چشمانم را گریان

میشود روزی که این دو چشمان مغرورت گریان شوند

رفته است از ذهن تو تمام مهربانی هایم

حتی گر بیایی به خوابم در شب عشق

نمی بخشم تو را هرگز

نمی بخشم

نمی بخشم

 

اینم شعر شقیه که یهو زنگ اخر زنگ ادبیات که 5 دیقه مونده بود بریم خونه گفته!!!
از بی سرو تهیش معلومه ولی خوب

خاطره است بین منو شقی و نسترن

پست پایینی-خلاصه چند تا خاطره-یادتون نره!!



یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠ | نظرات شما ()

سلام بهونه

 
 

این شعرم که میدونم بیشتر شما میشناسین واسه مریم حیدر زاده است

واقعا احساسیه

خیلی دوسش دارم

اونه نوشتم

سلام بهونه‌ی قشنگ من برای زندگی
آره بازم منم، همون دیوونه‌ی همیشگی

فدای مهربونیات، چه می‌کنی با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود، این نامه رو واست نوشت

حال من و اگه بخوای، رنگ گلای قالیه
جای نگاهت بدجوری، تو صحن چشمام خالیه

ابرا همه پیش منن، اینجا هوا پر از غمه
از غصه‌هام هر چی بگم، جون خودت بازم کمه

دیشب دلم گرفته بود،‌ رفتم کنار آسمون
فریاد زدم یا تو بیا، یا من و پیشت برسون

فدای تو نمی‌دونی، بی تو چه دردی کشیدم
حقیقت و واست بگم، به آخر خط رسیدم

رفتی و من تنها شدم، با غصه‌های زندگی
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی

نمی‌دونی چقدر دلم تنگه برای دیدنت
برای مهربونیات، نوازشات، بوسیدنت

به خاطرت مونده یکی،‌ همیشه چشم‌براهته؟
یه قلب تنها و کبود، هلاک یه نگاهته؟

من می‌دونم همین روزا، عشق من از یادت می‌ره
بعدش خبر می‌دن بیا، که داره دوستت می‌میره

 

روزات بلنده یا کوتاه، دوست شدی اونجا با کسی
بیشتر از این من و نذار، تو غصه و دلواپسی

یه وقت من و گم نکنی، تو دود این شهر غریب
یه سرزمین غربته، با صد تا نیرنگ و فریب

فدای تو یه وقت شبا، بی‌خوابی خستت نکنه
غم غریبی عزیزم، زرد و شکستت نکنه

چادرشب لطیفتو، از روت شبا پس نزنی
تنگ بلور آبتو، یه وقت ناغافل نشکنی

اگه واست زحمتی نیست، بر سر عهدمون بمون
منم تو رو سپردمت، دست خدای مهربون

راستی دیروز بارون اومد، من و خیالت تر شدیم
رفتیم تو قلب آسمون، با ابرا همسفر شدیم

از وقتی رفتی آسمون‌مون پر کبوتره
زخم دلم خوب نشده، از وقتی رفتی بدتره

غصه نخور، تا تو بیای حال منم اینجوریه
سرفه‌های مکررم، مال هوای دوریه

گلدون شمعدونی‌مونم، عجیب واست دلواپسه
مثه یه بچه که بار اوله میره مدرسه

تو از خودت برام بگو، بدون من خوش میگذره؟
دلت می‌خواد می‌اومدم، یا تنها رفتی بهتره؟

از وقتی رفتی تو، چشمام فقط شده کاسه خون
همش یه چشمم به دره، چشم دیگم به آسمون

یادت می‌آد گریه‌هامو، ریختم کنار پنجره
داد کشیدم تو رو خدا، نامه بده یادت نره

یادت می‌آد خندیدی و،‌ گفتی حالا بذار برم
تو رفتی و من تا حالا، کنار در منتظرم

امروز دیدم دیگه داری، من و فراموش می‌کنی
فانوس آرزوهامونو داری خاموش می‌کنی

گفتم واست نامه بدم، نگی عجب چه بی‌وفاست
با اینکه من خوب می‌دونم، جواب نامه با خداست

عکسهای نازنین تو، با چند تا گل کنارمه
یه بغض کهنه چند روزه، دائم در انتظارمه

تنها دلیل زندگی،‌ با یه غمی دوست دارم
داغ دلم تازه می‌شه،‌ اسمت و وقتی می‌آرم

وقتی تو نیستی چه کنم،‌ با این دل بهونه‌گیر؟
مگه نگفتم چشمات و، از چشم من هیچوقت نگیر؟

حرف من و به دل نگیر،‌ همش مال غریبیه
تو رفتی، من غریب شدم. چه دنیای عجیبیه

زودتر بیا، بدون تو اینجا واسم جهنمه
دیوار خونمون پر از، سایه‌ی غصه و غمه

تحملی که تو دادی، دیگه داره تموم می‌شه
مگه نگفتی همه جا،‌ مال منی تا همیشه؟

دلم واست شور می‌زنه،‌ این دل و بی‌خبر نذار
تو رو خدا با خوبیات، رو هیچ دلی اثر نذار

فکر نکنی از راه دور، دارم سفارش می‌کنم
به جون تو فقط دارم، یه قدری خواهش می‌کنم

اگه بخوام برات بگم، شاید بشه صد تا کتاب
که هر صفحش قصه‌ی چند تا درده و،‌ چند تا عذاب

می‌گم شبا ستاره‌ها، تا می‌تونن دعات کنن
نورشون و بدرقه‌ی، پاکی خنده‌هات کنن

یه شب تو پائیز، که غمت سر به سر دل می‌ذاره
مریم، همون کسی که بیشتر از همه دوست داره

 

 

نظر بذارینااااا دوست دارم بگین از کدوم قسمتش بیشتر خوشتوم اومدمن که اون قسمت هایی رو که زرشکی کردم از همه بیشتر دوس دارم

منتظر نظراتتونمااا



یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠ | نظرات شما ()

دیوونه همیشگی...

 
 

اینم همون متنی که تو پست(بازم امرووووووز)بهتون گفتم میذارم

خاطره های پایینی که تازه گذاشتم(بازم امرووووووز)و(دوستای بی معرفت 2) رو فراموش نکنین

نظرم واسه همشون بذارین که اگه نذارین غضه میخولم... 

دیوونه ی همیشگیت باز دلتنگ صدات شده ...
خودش نمیدونه چرا باز خواستار هوات شده !
دلش گرفته این روزا خودش نمیدونه چشه ...
چشاش به در خیره شدن شاید که منتظر شده !
این روزا بغض غصه هاش باز گریه شد تو لحظه هاش !
چشاش میگن تو رو میخوان از پسشون بر نمیاد !
این روزا چشمای اونم مثل هوا ابری شده ...
بارون میاد هی شب و روز دلش هواش ابری شده !

 

دیوونه ی همیشگیت هیچکی نبود تو قصه هاش ...
تنها شد بعد تو و باز از تو پر شد لحظه هاش !
جای نگاتو پر نکرد کسی براش با هر چی بود ...
انگاری تو خون اونی تو گوشت و پوست و تار و پود !
دست خودش نیست دیوونه است ...
حال اونم حال دیگه است !
کسی نمیفهمه چشه آخه دلش جای دیگه است !
میشینه پیش دیگران اما وجودش اونجا نیست ...
تمام تار و پودش رو گذاشت پیشت یادگاری !
دلش نمیخواد که چشات خیس بشه از شکست اون ...
واسه همین وقتی میاد گلایه نیست تو کار اون !
میخنده تا با خنده هاش خنده بیاد روی لبات ...
اما دلش پر از غمه خنده نقابه رو لباش !
دیوونه ی همیشگیت دیگه مزاحم نمیشه ...
باید بره گرچه دلش با رفتن همراه نمیشه !
میگه برو وجودمو با خود ببر به این سفر ...
خدا بهمراهت باشه گرچه دلم رنجید ازت !



پنجشنبه ٥ آبان ۱۳٩٠ | نظرات شما ()

عنوان نداره!!

 
 

سهلاااااام دوکس جونیام

خوفین؟؟؟

من نسیمم یه دخمل 14.5 ساله بازیگوش و شیطون!!!

یه کمم لج بازم!!!

من یه وبلاگ دیگه داشتم که واسه یه سری مسائل دوران نوجوونی دلمو داده بودم و زده بودم به سیم اخر و کارم به وبلاگ نویسی کشیده بود!!!!!

ولی دیگه الان اثاری از عخش و این جور چیزا تو خودم نمیبینم!!

حالا شدم همون نسیم باحال شلوغ قبل که کل مدرسه رو به هم میزنه!!!!

خلاصه کلام!!این وبلاگو راه انداختم که خاطراتمو بنویسم!

اگه کسی بخواد باهام تبادل لینک کنه منو با اسمه وبلاگم لینک کنه بیاد واسم یه نظر خصوصی بذاره و منم می لینکمش!!!

فقط نظر بذارید که اگه نذارین خعلی نالاحت میشم و گه یه میکنم!

دوستون میدارم

بووووووس

تا اولین خاطره بای



پنجشنبه ٧ مهر ۱۳٩٠ | نظرات شما ()


من نسیمم یه دخمل شر و شیطون




مطالب اخیر

  • ان سوی زمــان...

  • منتظر باش...روزی به هم میرسیم...

  • دیگه دوست ندارم حیف عشقم/خدانگهدار

  • حالم ازش بهم میخوره

  • از دست این شبا!

  • امتاحانا و حال و هوای دیه!

  • مرگ و بیداری!!

  • بالاخره تشریف اوردم!

  • کــــــــمــــــــــکـــــــ !!!

  • یلدا و ... !!



صفحات وبلاگ

  • فریدون مشیری



آرشيو مطالب

  • صفحه نخست

  • بهمن ٩٠

  • دی ٩٠

  • آذر ٩٠

  • آبان ٩٠

  • مهر ٩٠



    نويسندگان

    • nasim atishi



      دوستان

      • Away

      • مرد غزل

      • رویای من

      • فرشید خان

      • دختر مهتاب

      • I Love You

      • اجی نسیم

      • وب نوشت

      • تنها ترین تنها

      • پیشی نانازه

      • ستاره عشق

      • سایه عشق

      • فریاد سکوت

      • نقطه چین...

      • باران عشق(2)

      • باهم باشیم...

      • کلبه برفی من

      • عشق مشکی

      • دخترک اسمانی

      • __حرفای دل__

      • فون عروس و داماد

      • چهاردهمین اریایی

      • lady gaga's news

      • اره فکر کن تو بردی

      • شــکــســــت مــــن

      • عشق های دروغین

      • قصر شیشه ای من

      • ...تنهایی سپیده دل...

      • دلنوشته های یک ستاره

      • عاشق بهار(spring lover)

      • دنیای عاشقونه من(خودم)

      • خط خطی های یه پسر تنها

      • عشق=شکست(برگ خزان)

      • ܓی پسر با مچ بند نایکܓ

      • ۩♥☆ღ★ رد پا بی اثر★ღ☆♥ ۩

      • روزهای خوب ما دوتــــــــــــــــــــــا

      • ^^^heavy metal fans in iran^^^

      • بیهوده زیستن را نیازی به شمارش نیست

      • ❤★❤★❤ ثانیه شمار بی کسی ❤★❤★❤

      • ღ♥ღ`•.¸¸.•´ie darya eshgh`•.¸¸.•´ღ♥ღ

      • دارم وسوسه میشم باز واسه دوباره دل بستن!

      • ღپاکت غم« ஜ°ღ•·˙˙·

      • شعرهای عاشقانه من و بی کسیم

      • زیر یک سقف امشب چی گذشت؟

      • مهربانیت از دور چه نزدیک است

      • برای دلم دست به قلم شدم

      • عشق صورتی(نرگس جون)

      • هر چه میخواهد دلتنگت بگو

      • ba labkhand vared shavid

      • یک مغز پر از دست انداز!

      • تقدیم به تنها دلیل بودنم

      • رفیق روزهای تنهاییم

      • زمزمه های دلتنگی

      • ___باران عشق___

      • کاش عاشقت نبودم

      • فقط پایه ها بیان!!

      • بغض کوچک یک ابر

      • ***dvdhead***

      • دختر شاه پریون

      • یک تیکه از قلبم

      • خاطرات پیشی

      • kiss Miss Liss

      • سرو ناز شیراز

      • ارو تر از سکوت

      • ___شقایق___

      • لمس تنهایی

      • شکست من

      • فرهنگ و ایین

      • نقطه سر خط

      • داداش مهیار

      • غزال شهر

      • شبگرد تنها

      • دلشکسته

      • بـاران شب

      • شب بارانی

      • همه جوره

      • ترک قیزی

      • اخر خط

      • امیر(پرنسس هزار چهره زیبایی دنیا ابرو جونم)





        ابزار چت روم

        چت روم



        کد موزيک

         

        Weblog Themes by Blog Skin

        قالب وبلاگ

        mouse code

        كد ماوس